جواز صعود هدیهای نیست که در سینی طلا بگذارند و به یوزها تقدیم کنند. بلیت این سفر تاوان دارد. آنقدر تاوان که سفیران ما باید ۹۰ دقیقه بیمحابا، بیتوقف و بینهایت متهور، تا آن سوی رستگاری پیش بتازند، طعمه را به قلاب بزنند و به لطایف الحیلی شیاطین سرخ را صید کنند.
ارتش سفید به نقطه صفر مرزی رسیده است. جایی که خاطره نبرد با سرجوخههای اقیانوسیه باید در غبار زمان دفن شود و آسمان رنگ و بوی توفان تازهای به خود بگیرد.
آنجا در لسآنجلس وقتی هوا در موهای سربازان ما دست ببرد، ساعت از کار خواهد افتاد تا نمایش دراماتیک جام شکل بگیرد و سنگلاخ صعود هموار شود. این درست که رودی گارسیا با گُردهای پر از زخمهای کهنه بلژیک مچ در مچ امیر میاندازد و این درست که صدای چرخش محورها و رفت و آمد پیستونهای حریف تا بن دندان مسلح، توپچیهای ما را کلافه خواهد کرد، اما ما ایران هستیم و برای بدل کردن اشکهای ۸۰ میلیون نفر به لبخندها بهانهای ششدانگ میخواهیم. بهانهای مثل ذبح کردن شوالیههای بروکسل و برهم زدن معادلات فستیوالی که به روی معجزه آغوش گشوده است.
در چنین هنگامهای گریز و گزیری نداریم جز آنکه بیواهمه از رجزخوانیهای لوکاکو و دی بروینه کاری کنیم که سرگذشت با گذشتن آب از سر ارتش متبختر غرب اروپا ترسیم شود و آفتاب بر بال پرندگان سپید بنشیند.
بیتعارف ترمیم دیوار دفاعی پراشتباهی که در جدال با نیوزیلند بارها به دالانی خاموش بدل شد، باصلابت کردن چپِ بیروح ایران به مثابه راست، پایان دادن به یورشها از یک جناح، محکم کردن کمربند میانی و البته تمهیدات لازم برای خط آتش میتواند ارتش سرخ را آواره کند و آواز سالهای گمشده را بر لبان مردان ما بنشاند.
تا ساعت معهود و موعود چیزی نمانده و در هجوم وحشتآور دلشورهها، قرار نیست رؤیاها بیمعنا شوند. ما در میانه نبردی تاریخی دنبال آرزوهایی میگردیم که قرار نیست در سینهها مدفون شوند. ما برای کمی شادی، کمی زندگی و کمی تبسم در روزگار قحطی تبسم به این پیروزی شیرینتر از بوسه و عسل و انگبین، این سه امتیاز مهمتر از جان و جهان و این پرواز پرغرور نیازمندیم. باور کنید لسآنجلس به شهر خوابهای تعبیرشده فوتبال ما بدل خواهد شد، اگر غولهای بلژیک در هزارتوی تنهایی، لحظه دیدار را در شبی گرم و غمگین جا بگذارند و مات هنر مردان آریایی، فاصله زمین تا رختکن را گز کنند. چه مردانی که بینسیان و عصیان هم میتوانند تمام مسیرها را به مقصدی دلربا منتهی کنند.
۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۴:۳۵
کد مطلب: ۱۱۵۲۶۳۵
جواز صعود هدیهای نیست که در سینی طلا بگذارند و به یوزها تقدیم کنند. بلیت این سفر تاوان دارد. آنقدر تاوان که سفیران ما باید ۹۰ دقیقه بیمحابا، بیتوقف و بینهایت متهور، تا آن سوی رستگاری پیش بتازند، طعمه را به قلاب بزنند.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس





نظر شما